بيا مناظره کنيم
عبدالله رمضانزاده، سخنگوي دولت اصلاحطلبان، غلامحسين الهام، سخنگوي دولت فعلي را دعوت به مناظره كرد.
اين را خبرگزاريها اعلام كردند، اما خبرنگار واحد پوززني و كلكل «دوربرگردان» توانست بخشهايي از اين مناظره را كه نيمهشب روز بعد از دعوت و در فضايي دوستانه برگزار شد، گزارش كند.
الهام: ها... چيه؟ هي! دور برداشتي؟
رمضانزاده: تو چي ميخواي اين وقت شب دم خونه ما ... مگه خودت خونه زندگي نداري؟
الهام: اينش به خودم مربوطه ... زود باش مناظره كن، كار دارم ميخوام برم.
رمضانزاده: حالا چه عجلهاي؟! ... بذار واسه فردا ... .
الهام: فردا هزار تا كار دارم؛ هم بايد سخنگويي كنم، هم وزارتخونه رو راه ببرم، هم نامههاي آقاي رئيسجمهور رو از تو گوني دربيارم، هم واسه عيال گلگاوزبون دم كنم، هم ... .
رمضانزاده: خيلي خب پس بيا تو با هم مناظره كنيم، تو محل آبرو داريم!
الهام: نه عجله دارم... تا ده دقيقه ديگه خونه نباشم، از خاتمي و هاشمي و روحاني بيآبروترم ميكنه!
رمضانزاده: خب پس بذار من برم يه چيزي بپوشم.
الهام: نه لازم نيست ... اتفاقا با همين زيرپوش و زيرشلواري بهتري ... قدت هم بلنده، شدي عينهو اورتگا!
رمضانزاده: خيلي خب بابا ... مناظره كنيم.
الهام: ما بهتريم.
رمضانزاده: عمرا ... ما بهتر بوديم!
الهام: تكذيب ميكنم.
رمضانزاده: اگه به تكذيب كردن باشه، من چند سال بيشتر سخنگو بودم و بهتر تكذيب ميكنم.
الهام: تكذيب ميكنم، منظور ايشون اون نبوده، رسانهها تحريف كردن.
رمضانزاده: چي داري ميگي؟
الهام: اي واي ... يه آن فكر كردم مصاحبه مطبوعاتي دارم. واي داره ديرم ميشه، كاري نداري؟
رمضانزاده: قربون دستت، مناظره بسيار خوب و مفيدي بود، ولي منظور ايشان تحريف شده بود.
الهام: بله، بسيار روشنگر بود، تكذيب ميكنم.
رمضانزاده: قويا تكذيب ميكنم ...
دست دادن يا دست ندادن، مسئله اين نيست!
«اين سيد خودمونه؟» اين جملهاي بود كه چند روز اخير، هزاران بار به زبان كساني آمد كه فيلم دست دادن خاتمي با چند زن خارجي را ديدند. اين در حالي است كه قاعدتا اين فيلم مونتاژي بوده و اگر آقاي خاتمي اهل «دست دادن» بدون مشورت و استخاره بود، همان زماني كه «وقتش بود»، به جاي قايمباشك بازي در سازمان ملل، با كلينتون دست ميداد و قال قضيه را ميكند. اما همانطور كه ميدانيم، خاتمي حتي براي آنكه دست راستش را روي دست چپ خودش بگذارد، چند بار اطراف را ميپايد، بعد آيتالكرسي ميخواند و به چهار طرفش فوت ميكند و بعد اگر حالش را داشت و مشاورانش نظر منفي نداشتند و حسين شريعتمداري خواب بود و انصار حزبالله حواسشان پرت بود و سازمانهاي حقوق بشري هم تأييد كردند، آن كار را ميكند و بنا به اين دلايل و يك سري دلايل ديگري كه فقط من و محمدعلي ابطحي ميدانيم، امكان ندارد آقاي خاتمي ...
مهاجراني: چرا امكان ندارد؟ خيلي هم خوب امكان دارد...
ابطحي: نه آقا دروغه ... هرچند كه دروغ هم نباشه به جايي برنميخوره ...دست داده، استخر كه نرفته!
جميله كديور: خيلي هم اشكال داره ... از همين جاها شروع ميشه، بعد رو سر زنشون هوو ميارن.
محسن كديور: خواهر جان از شما بعيده اين حرفا ... اون هم در اين روزهايي كه همهمان از داغ مرگ جانسوز مرحوم مغفور «رورتي» سياهپوش هستيم.
حجاريان: اتفاقا همون مرحوم، هم با زنها دست ميداد و هم "با زنها دستبده"ها رو دوست داشت و در اين زمينه هانتينگتون كه از جان رالز ...
كروبي: جان راس رو ولش ... من ميگم همهاش تقصير اين جنتيه ... من فردا يه نامه تندي بهش بنويسم، اتفاقا انتخابات هم در پيش روست و موقع نامه نوشتن به جنتي ... .
بهزاد نبوي: اوه ... حالا اينقدر شلوغش نكنيد، دست داده، آدم كه نكشته، خود من هم همين هفته پيش با عسگراولادي دست دادم. بيست سال فكر ميكردم اگه همچين كاري كنم سياه ميشم، ولي هيچي نشد؛ خيلي هم دستش سبك بود!
احمد قابل: من دارم يك مقاله از كتب اربعه استخراج ميكنم در باب وجوب دست دادن با زن اجنبيه و حرمت شديد بوسيدن دست زن معلمه. تا پس فردا ميدم «همميهن» چاپش كنه.
عطريانفر: شرمنده آقا ... ديگه نميشه ... ميترسم مثل اون دفعه كه مجبور شديم جوابيه عيال چهارم عطاءالله رو صفحه اول «شرق» چاپ كنيم، باز واسمون از اون جوابيهها بياد! اون دفعه اين مهسا ...
جميله كديور: اسمشو جلو من نيارين ن ن ن ن ... آخ قلبم ... آخ ... .
اعظم طالقاني: آبقند بيارين ... .
توصيههايي براي اقتصاددانها
57 اقتصاددان برجسته كشور در نامهاي به رئيسجمهور، نسبت به عواقب اقتصادي اقدامات دولت هشدار دادند. اين 57 نفر كه در آينده نزديك معلوم خواهد شد يا غرضورز و حسودند يا از آمريكا پول گرفتهاند يا كمسواد و حواسپرتند، بسياري از تصميمات اقتصادي رئيسجمهور را شتابزده و غيركارشناسي توصيف كردهاند. 57 نفر مذکور كه در آستانه اخراج و بازنشستگي قرار دارند يا قرار خواهند گرفت، نسبت به عواقب وخيم دستورات رئيسجمهور و مصوبات دولت هشدار داده و به اين ترتيب خود را هم در وضعيت وخيمتري قرار دادهاند.
چندي پيش هم عدهاي از همين اقتصاددانها نامه انتقادآميز ديگري به رئيسجمهور نوشته بودند که با برخورد مهرورزانه ـ دشمنانگارانه رئيسجمهور و حاميان ايشان مواجه شد و احتمالا به همين خاطر در مقابل اين يارکشي جديد اقتصاددانها، مهرورزي رسانهاي مذکور هم شديدتر شود. از اين رو، پيشنهاد ميکنيم اين ۵۷ نفر:
1. اين روزها لوازم شخصي و بهداشتي اوليه نظير مسواك، حوله، صابون را به همراه داشته باشند.
2. متن اعترافات را از اكنون آماده كنند.
3. به بستگان و آشنايان اطلاع دهند كه به زودي به يك سفر غيرمنتظره ميروند و از اين رو با آنها از الان خداحافظي كنند.
4. زيرشلواري فراموش نشود!
فيلترنت در هزاره سوم
يكي از بينندهها براي «دوربرگردان» قبلي كامنت گذاشته بود كه:
«آقاي م.ف ما چي كار كنيم از اين وضع افتضاح سرعت اينترنت نجات پيدا كنيم؟ شما يه راه حل بده. جاده ببنديم؟ شيشه بشكنيم؟ تحصن كنيم؟ اعتصاب غذا كنيم؟ سرمونو به ديوار بزنيم؟ خودكشي كنيم؟»
در جواب اين دوست عزيز بايد عرض كنم اگر اين راهها جواب ميداد، حتما تا به حال خودآموز آنها را من منتشر كرده بودم! باور كنيد علاوه بر جاده بستن، شيشه شكستن، اعتصاب غذا، سر به ديوار كوبيدن و خودكشي كردن، من راههاي زجرآور ديگري را هم امتحان كردهام كه از آن جمله ميتوان به حبس در گلدان خشك، نگاه كردن سه ساعت متوالي به عكس وزير فناوري ارتباطات، خواندن روزنامه ايران، سقوط آزاد از قلههاي علم و افتخار، خوردن كيك زرد، فكر كردن به شانزده سالگي و بذرپاشي در كوير لوت اشاره كرد، ولي هيچ كدام افاقه نميكند.
واقعيت تلخ اين است كه در دو سال گذشته نه تنها سرعت و پهناي باند خطوط ارتباطي اينترنت در ايران بهبودي نداشته، بلكه گويا به عمد، فعاليتهايي هم در جهت كندي و صعوبت دسترسي به اينترنت صورت گرفته است. شايد باورش برايتان سخت باشد، ولي يكي از دلايلي كه بخش «ديدنيهاي امروز» را از ابتداي امسال ادامه ندادم، همين كندي بيش از حد اينترنت بوده و هست (البته حاتمبخشيهاي دوستان هم بيتأثير نيست. گفتم ريا نشود!) كاري كه بايد در عرض يك ساعت انجام بگيرد، به همت تصميمات عجيب حضرات مسئول و متصدي خطوط ارتباطي، سه ساعت طول ميكشد. خطوط Dial up هر روز بيشتر و البته بدتر ميشوند و داشتن ADSL مناسب تبديل به يك رويا ميشود. تمام سرعتهايي كه ISPها ادعا ميكنند، مجازي است و در بهترين حالت، خطوط Share شده هستند. مراكز مخابراتي امكانات شبكهاي و ديتايي را به ندرت ارتقا ميدهند. از فيلترينگ که ديگر هيچي نگو، مسئولان آن رسما اعلام كردهاند كه دادن لينك از يك سايت يا وبلاگ به يك سايت يا وبلاگ فيلترشده، باعث فيلتر پايگاه لينكدهنده خواهد شد. آري، در هزاره سوم، دوره انفجار اطلاعات، قرن ارتباطات، در دهكده كوچك جهاني زندگي ميكنيم. اين است معجزه هزاره سوم!
نویسنده:آقاي م.ف

