:سيد محمدعلي ابطحي در سايت خود نوشت
اصلاً سخنراني كردن و به خصوص منبر رفتن كار سختي است؛ به خصوص وقت تپق زدن. يكي از منبري هاي معروف مي گفت داشتم سخنراني مي كردم، اشتباهي گفتم دختران را داماد كنيد و پسرها را عروس! مردم خنديدند! گفتم حالا صبر كنيد. بعد از مدتي روي منبر گفتم محمد مصدق؛ ح آن را كشيدم. معمولاً روي منبر وقتي كسي ح محمد را كشيده ادا مي كند، مردم صلوات مي فرستند. اين جا هم مردم صلوات فرستادند. گفتم اين به آن در
وقتي كوچك بودم يادم هست پدرم هميشه با مرحوم دايي شهيدم كه منبري معروفي بود شوخي مي كرد و مي گفت در فلان مجلس به جاي سيل و زلزله، گفته اي : زيل و سلسله
اخيراً با يكي از علماي پيرمرد برخورد كردم. موقع تبعيد حضرت امام به نجف، آن جا بوده. مي گفت يكي از دوستان خودش را آماده كرده بود در مراسم بزرگ خيرمقدم به امام در كاظمين سخنراني كند. اضطراب داشت. مي خواست عربي و فارسي بگويد اي حسين قرن عشرين؛ با صداي بلند گفته بود اي حسين قصر شيرين! امام لبخندي زده بودند ولي آن سخنران از خجالت نتوانسته بود ادامه دهد
