در زير چند نظر از ساكنان تهران را درباره ازدواج موقت بخوانيد و نظرات خود را به ما بگوييد
|
جواد دوازده سال است ازدواج كرده است و ده سال است به صيغه كردن زنان مي پردازد، وي دو فرزند نيز دارد و داراي شغل آزاد در تهران است
جواد مي گويد همسرش از اين موضوع كاملا اطلاع دارد و همواره با رضايت وي اقدام به صيغه كردن زنان ديگر كرده است، نخستين بارصيغه عقد موقت را يك روحاني براي وي خواند، ولي پس از آن خودش اين كار را انجام داده است
جواد گاهي هر هفته و گاهي هر چند هفته يك بار يك زن را به عقد موقت خود در مي آورد كه مدت اين عقد از يك روز تا يك ماه متغير بوده است اما معمولا فقط يك روز يا چند ساعت به طول مي انجامد
مهريه زناني كه به عقد موقت جواد در مي آيند از كلام الله مجيد تا چهار سكه بهار آزادي متفاوت بوده است و سن آنها نيز از هفده سال تا 35 سال بوده است
جواد مي گويد كه به دليل ثواب اين كار و كمك مالي و معنوي به اين زنان كه اغلب از "خانواده هاي مستحق" بوده اند، اين كار را مي كند، زيرا برخي از آنان تنها و بي سرپرست بوده و نيازمند كمك مالي و معنوي بوده اند، به گفته وي او در مواردي اين زنان را به ديگر دوستان و همكاران خود معرفي كرده يا براي آنها شغلي دست و پا كرده است
جواد در پاسخ به اينكه اين زنان را چگونه پيدا مي كند، مي گويد بندرت پيش مي آيد كه بصورت تصادفي باشد: معمولا اين زنان به افراد مورد وثوق وي مراجعه كرده و از طريق آنان به وي معرفي مي شوند و وي نيز آنان را به ديگران معرفي مي كند
جواد مي گويد در بين اين زنان افراد متدين و تحصيل كرده هم كم نيستند و برخي از آنان زندگي خود را از اين راه مي گذرانند و معتقدند كه ضمن ثواب، از آلوده شدن جامعه به بي بند و باري جنسي و فساد نيز جلوگيري مي شود
|
در همين حال مژگان 29 ساله كه در زمينه تبليغات فعاليت مي كند مي گويد كه از دوران نوجواني تاكنون دوست پسر داشته و با وجود اطلاع خانواده اش با هيچ مشكل جدي در اين زمينه مواجه نشده است
او مي گويد در نتيجه دليلي نمي بيند كه به ازدواج موقت روي بياورد. به گفته مژگان، او با دوست پسر اخيرش بيش از پنج سال است كه رابطه دارد و با وجود اينكه برخي از اقوام به وي توصيه كرده اند كه به طور رسمي با وي عقد موقت كند وي از اين كار سر باز زده است زيرا علاوه بر اينكه اين امر را تحقيرآميز مي داند، مسبب به وجود آمدن تعهد و مسئوليت هايي دوجانبه اي هم مي شود كه وي فعلا از آنها گريزان است
مژگان مي گويد با اينكه با دوست پسر خود در تمام مراسم ها و مهماني هاي خانوادگي شركت مي كنند ولي هنوز به نتيجه قطعي مبني بر تمايل به ازدواج با وي نرسيده است و با اينكه اين مرد از روابط قبلي وي خبر داشته هنوز رابطه خود را با وي ادامه داده است
مژگان مي گويد با اين حال رفت و آمد با وي در خيابان خالي از خطر نيست و آنها همواره در اين واهمه به سر مي برند كه روزي نيروي انتظامي از آنها سند ازدواج بخواهد. با وجود اين مي گويد از اينكه اين ترس از بازخواست و يا مجازات احتمالي سبب شود كه او دغدغه هايش براي انتخاب همسر را ناديده بگيرد، بيزار است
رويا زني است كه ازدواج موقت را تجربه كرده ولي از تجربه خود خاطره بدي دارد. وي مي گويد به دليل محدوديت هايي كه در ايران در زمينه ارتباطات مردان و زنان وجود دارد و همچنين قيد و بندهايي كه براي زنان مجرد يا بيوه براي سفر و كارهاي مختلف وجود داشته است، ترجيح داده است كه به عقد موقت يك ساله يك مرد درآيد
وي مي گويد كه از اين ازدواج موقت هيچ چشمداشت مالي نداشته است اما همسر موقت وي به او وفادار نمانده و چند ماه قبل از پايان مدت صيغه، زن ديگري را به عقد دائم خود در آورده است
رويا مي گويد كه به اين ترتيب ازدواج موقت نتوانسته است سبب شود كه وي به عنوان زني تنها، آسايش يا امنيتي را در پناه شريك زندگي خود بيابد
وي در حالي كه با يادآوري اين خاطرات غمگين شده است مي گويد ازدواج موقت را براي ديگران توصيه نمي كند زيرا قيد موقتي بودن آن سبب مي شود تا وضعيت رواني زنان به مخاطره بيافتد
